خانه / خلاصه فیلم / سریال / خلاصه قسمت پنجم (۵) مختارنامه
الهم صلی علی محمد و ال محمد

با سلام از اینکه نیاز جهان را انتخاب کردید متشکریم

نیاز جهان دارای مجوز اعتماد از مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صنعت، معدن و تجارت.

این نماد نشانه اعتماد بین ما و شماست

نیاز جهان لحظات خوشی را برای شما آرزومند است

خلاصه قسمت پنجم (۵) مختارنامه

خلاصه قسمت پنجم (۵) مختارنامهReviewed by نیاز جهان on Nov 13Rating: 4.5خلاصه قسمت پنجم (5) مختارنامهنعمان بن بشیر فرماندار کوفه وارد مسجد شده و مختار را می بیند، او از داماد خود گله می کند که چرا دیر به دیر به او سر می زند...

MokhtarName_NiazeJahan.Net

نعمان بن بشیر فرماندار کوفه وارد مسجد شده و مختار را می بیند، او از داماد خود گله می کند که چرا دیر به دیر به او سر می زند. نعمان مشغول تدارک مراسم عزاداری  برای معاویه است و در مسجد کوفه سخنرانی می کند. عده ای از اعراب حضرمی که از اُمویان افراطی هستند در پای منبر با سر و صدای بلند در مرگ معاویه شیون می کنند. عمرسعد ، مختار را که در مسجد حضور دارد، زیر چشمی در نظر گرفته و منتظر فرصتی است تا مختار را دستگیر کند. نعمان اعلان بیعت با یزید می کند، مختار عصبانی شده و مسجد را ترک می کند….

عمرسعد از فرصت استفاده کرده تا مختار را نزد پدر زنش تخریب کند، نعمان که از معرکۀ اعراب حضرمی به شدت ناراضی است عمرسعد را شماتت می کند. سپس «بن حریث» رئیس شرطه هایش را مأمور می کند تا مختار را تعقیب کند و بفهمد با چه کسانی حشر و نشر دارد.

با مرگ معاویه دوباره دعوای اُمویان و علویان به درگیری درکوچه ها می انجامد. در خانۀ «سلیمان بن صُرَد خزاعی» که از مشایخ  بزرگ شعیه است مجلسی برپاست که بسیاری از زعمای شیعه در آن حضور دارند، مختار نیز آمده و موضوع صحبت آنان بر سر پیمان شکنی معاویه و موروثی کردن خلافت در خاندانش است. او خبر دارد که امام حسین با یزید بیعت نکرده و تصمیم گرفته با نوشتن نامه ای که بزرگان آن را مهر می کنند حسین را به کوفه دعوت کند، از مختار نیز می خواهد نامه را مهر کند که مختار می گوید نمی دانسته هدف از مجلس چنین چیزی ست لذا مهرش را نیاورده است.
عمرسعد نیز قصد نوشتن نامه ای به یزد را دارد که در آن نعمان را تخریب کند و البته جاریه همسرش در این توطئه نقش بسزایی دارد.

مختار به خانۀ خود در کوفه می رود، نزید ناریه همسرش و فرزندانش، ناریه عصبانیست و از مختار گله می کند که چرا وقت بیشتری را برای خانواده اش نمی گذارد و از دشمنی مختار با اُمویان به شدت نگران است. که عده ای از شرطه ها به دنبال مختار می آیند و او را نزد نعمان می برند.
نعمان از مختار عصبانیست که چرا به خانۀ سلیمان صرد خزاعی رفته و هدفش از حضور در چنین مجالسی یعنی اعلان جنگ به او که از کارگزاران یزید است. مختار سعی دارد نعمان را قانع کند که یزد شایستگی خلافت را ندارد، مختار از نعمان می خواهد خود را کنار بکشد، نعمان او را تهدید می کند امّا مختار تأکید می کند که بیعت با یزید حرام است و به حالت قهر قصر را ترک می کند.

مختار در لفقاست، کیان برای او خبرهای تازه ای می آورد، او می گوید که امام حسین مسلم بن عقیل را برای صحت بیعت کوفیان به جانب کوفه فرستاده است. ته دلش نگران مسلم شده که نکند در راه گرفتار یزیدیان شده باشد. عُمره نیز همچنان از اوضاعی که بوجود آمده و اختلاف مختار و پدرش نگران است.
در بیابان کیان و بن کامل لکه ای سیاه می بینند و به سوی او می روند، مسلم بن عقیل خسته و درمانده به سواران می نگرد، او اول می پندارد که دشمن او را محاصره کرده است، بن کامل مسلم را می شناسد و به نگرانی او خاتمه می دهد. مسلم از شدت خستگی از حال می رود.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

نیاز جهان دارای نماد اعتماد الکترونیک از وزارت صنعت و متصل به درگاه های پرداخت آنلاین بانکی میباشد

تماس با نیاز جهان : 92 26 26 45 031

دانلود نیاز جهان برای اندروید  Download NiazeJahan Appدانلود نیاز جهان برای اندروید

Download NiazeJahan App

اخبار و تخفیف های ما را در تلگرام مشاهده کنید

کلیه حقوق این سایت متعلق به نیاز جهان میباشد. NiazeJahan.Net

تماس با ما |Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | RSD | XML | Post | RDF

نیاز جهان نیاز جهان