خانه / خانه / خلاصه قسمت ششم (۶) مختارنامه

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

با سلام از اینکه نیاز جهان را انتخاب نموده اید متشکریم

نیاز جهان دارای مجوز اعتماد از مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صنعت، معدن و تجارت.

این نماد نشانه اعتماد بین ما و شماست

نیاز جهان لحظات خوشی را برای شما آرزومند است

خلاصه قسمت ششم (۶) مختارنامه

MokhtarName_NiazeJahan.Net

مسلم بن عقیل حال خوشی ندارد، یاران مختار شبانه او را به منزل مختار در کوفه می رسانند مسلم به هوش می آید، مختار خود را به او معرفی می کند، مسلم او را شناخته و بی طرفی او در ماجرای امام حسن را به یاد می آورد، مختار دوباره شرمسار می شود. مختار دست بیعت با امام حسین به مسلم می دهد سپس کیان و بن کامل. مسلم از مختار می خواهد زعمای شیعه راجمع کند تا نامۀ حسین را برای آنها بخواند. مشایخ در خانۀ مختار جمع می شوند. مسلم سخنرانی می کند. از طرفی مختار خواهان فراهم کردن سپاه است، امّا سلیمان صرد خزاعی مخالف است و می گوید باید تا آمدن حسین به کوفه صبر کنند، زیرا امام فرمان جنگ نداده است….

عمره با قاصدی که پدرش به دنبالش فرستاده به نزد نعمان می آید، نعمان از دخترش می خواهد تا مختار را کنترل کند زیرا مختار خانه اش را مقّر علویان کرده و مسلم در خانه اش مردم را برای بیعت با حسین فرا می خواند. در خانۀ مختار نیز ناریه از اینکه خانه اش تبدیل به یک پایگاه نظامی شده ناراحت است و قصد ترک خانه را دارد که بالاخره مختار او را راضی به ماندن می کند.

مختار به دیدار نعمان می آید و عُمره را آنجا می بیند، نعمان این بار با لحنی پدرانه قصد دارد جلوی مختار را بگیرد امّا مختار باز هم بر عقاید خود تأکید می کند. نعمان تهدید می کند که نسبت خود را با او و دخترش انکار می کند.

نعمان در مسجد سخنرانی می کند، نعمان قصد دارد این نزاع یزید و حسین را با سیاستی مسالمت آمیز حل کند. عمرسعد فهمیده نعمان مرد این میدان نیست، یکی از افراد مجلس به سخنان نعمان اعتراض کرده و سیاست او را ضعیف می داند. درکاخ عمره مشغول گریه کردن است، مختار می آید، نعمان نامۀ یزید را به مختار نشان داده که او را از فرمانداری کـوفه عزل کرده و به جای او ابن زیاد را

جایگزینش کرده است. نعمان از بابت ابن زیاد به مختار هشدار می دهد و اینکه زیاد به وفاداری کوفیان دل خوش نکند زیرا عده ای پنهانی با وعدۀ زر بیعتشان را با حسین شکسته اند.

در مجلس، سلیمان معتقد است که کوفیان از گذشته خود پشیمانند و این باردیگر خیانت نمی کنند، او به حرفهای نعمان بدبین است و او را اُموی می داند و به حرفهای او اطمینانی ندارد، مختارهمچنان معتقد است که باید لشکری فراهم کنند که سلیمان باز هم مخالفت می کند. در پایان مجلس تصمیم گرفته می شود که در کوفه چو بیندازند مسلم از کوفه خارج شده تا با این تدبیر ابن زیاد را دست به سر کنند. مسلم از خانه مختار رفته تا در جایی امن پنهان شود و از مختار خداحافظی می کند.


خلاصه قسمت ششم (۶) مختارنامه توسط 13 کاربر تایید شده است امتیاز 4 / 5

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

ده − 6 =

نیاز جهان دارای نماد اعتماد الکترونیک از وزارت صنعت و متصل به درگاه های پرداخت آنلاین بانکی میباشد

تماس با نیاز جهان : 92 26 26 45 031

دانلود برنامه اندرویدی نیاز جهان

دانلود نیاز جهان برای اندروید

Download NiazeJahan App

اخبار و تخفیف های ما را در تلگرام مشاهده کنید

کلیه حقوق این سایت متعلق به نیاز جهان میباشد. NiazeJahan.Net

تماس با ما |Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | RSD | XML | Post | RDF