خانه / خلاصه فیلم / سریال / خلاصه قسمت شانزدهم(۱۶)مختارنامه
الهم صلی علی محمد و ال محمد

با سلام از اینکه نیاز جهان را انتخاب کردید متشکریم

نیاز جهان دارای مجوز اعتماد از مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صنعت، معدن و تجارت.

این نماد نشانه اعتماد بین ما و شماست

نیاز جهان لحظات خوشی را برای شما آرزومند است

خلاصه قسمت شانزدهم(۱۶)مختارنامه

خلاصه قسمت شانزدهم(۱۶)مختارنامهReviewed by نیاز جهان on Jan 22Rating: 4.0خلاصه قسمت شانزدهم(۱۶)مختارنامهدر کاخ عبدالله زبیر راجع به آشفتگی های کوفه سخن می گویند؛ عبدالله مختار را برای امارت کوفه انتخاب می کند، بن مطیع نیز از این ...

خلاصه قسمت شانزدهم(۱۶)مختارنامه

در کاخ عبدالله زبیر راجع  به آشفتگی های کوفه سخن می گویند؛ عبدالله مختار را برای امارت کوفه انتخاب می کند، بن مطیع نیز از این انتخاب راضی ست مخصوصاً اینکه توابین نیز از دوستان مختار هستند و مختار می تواند آنها را کنترل کند. امّا مختار دست رد به سینه عبدالله می زند، حضّار تعجب کرده اند. عبدالله نیز خشمگین می شود، مختار به عبدالله می گوید که قصد دارد در مکّه بماند و به عنوان جنگجو در خدمت آل زبیر باشد و خود را سیاستمدار قابلی نمی بیند. قاصدی خبر می آورد که کوفیان با عامر بن مسعود بیعت کرده اند، امّا عبدالله او را لایق نمی داند.

مختار برای آخرین بار بر کعبه طواف می کند، همچنین یکی از دوستان خود (ازکوفیان) را می بیند او به مختار می گوید که زودتر به کوفه برود زیرا مردم کوفه از بین بد و بدتر مجبور شدند بد را انتخاب کنند و از آنجا که سلیمان هم میلی به حکومت نشان نداده، مختار با طرفداران زیادی که در کوفه دارد می تواند حاکمیت کوفه را در دست بگیرد.

عبدالله از جواب رد مختار بو برده که او نقشه ای در سر دارد پس به مأمورینش دستور می دهد تا مختار را دستگیر کنند. مختار با حیله ای از مکّه می گریزد و مأموران عبدالله چند نفررا که شبیه لباس مختار را بر تن داشتند به جای خود مختار دستگیر می کنند. عبدالله عصبانی شده و تازه می فهمد از مختار رو دست خورده است . جعفر پیشنهاد می دهد که مادر مختار در طائف است و با دستگیری مادرش می توانند مختار را به دام بیندازند.

توابین در خانۀ سلیمان صرد خزاعی جمع شده اند، سلیمان سخنرانی می کند درحالیکه سخنانش سراسر ندامت و پشیمانی ست، او قصد جهاد و قصاص قاتلین حسین(ع) را داردو با زبیریان کاری ندارد زیرا عامربن مسعود هنوز موضعش را با توابین مشخص نکرده. کیان و بن کامل در مجلس او حضور دارند، کیان آرزو می کند که ای کاش مختار در کوفه بود، بن کامل نیز از سخنان سلیمان وحشت کرده و جهاد او را خودکشی می داند.

شمر و عمرسعد به دارالاماره کوفه به نزد عامر بن مسعود می آیند تا با زبیریان بیعت کنند و از گزند توابین که هدفشان کشتن قاتلین حسین (ع) است در امان بمانند، عامر نیت آنها را فهمیده امّا بیعت آنها را می پذیرد همچنین به آنها گوشزد می کنند که از چشم انظار دور بمانند.

در کاخ زبیریان برای عبدالله خبر می آورند که مختار و مادرش در طائف نیستند عبدالله تازه فهمیده مختار از خیلی وقت پیش برای این روزها نقشه کشیده، سلیمان در کوفه از اینکه زبیریان با قاتلین حسین (ع) بیعت کرده به شدت خشمگین است بر منبر مسجد کوفه رفته و با مردم سخن می گوید. عبدالله مشاورش بن یزید و ابراهیم نوۀ طلحه را راهی کوفه می کند تا عامر را عزل کرده، مناصب را تقسیم کند و مجالی به مختار ندهد.

بن کامل در مسجد کوفه پای سخنان سلیمان نشسته، کیان وارد می شود و آهسته به بن کامل خبر فرار مختار از مکّه را می دهد و اینکه او راهی کوفه است، بن کامل خوشحال می شود.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

نیاز جهان دارای نماد اعتماد الکترونیک از وزارت صنعت و متصل به درگاه های پرداخت آنلاین بانکی میباشد

تماس با نیاز جهان : 92 26 26 45 031

دانلود نیاز جهان برای اندروید  Download NiazeJahan Appدانلود نیاز جهان برای اندروید

Download NiazeJahan App

اخبار و تخفیف های ما را در تلگرام مشاهده کنید

کلیه حقوق این سایت متعلق به نیاز جهان میباشد. NiazeJahan.Net

تماس با ما |Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | RSD | XML | Post | RDF

نیاز جهان نیاز جهان