خانه / خلاصه فیلم / سریال / خلاصه قسمت پانزدهم (۱۵) مختارنامه
الهم صلی علی محمد و ال محمد

با سلام از اینکه نیاز جهان را انتخاب کردید متشکریم

نیاز جهان دارای مجوز اعتماد از مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صنعت، معدن و تجارت.

این نماد نشانه اعتماد بین ما و شماست

نیاز جهان لحظات خوشی را برای شما آرزومند است

خلاصه قسمت پانزدهم (۱۵) مختارنامه

خلاصه قسمت پانزدهم (۱۵) مختارنامهReviewed by نیاز جهان on Jan 22Rating: 4.0خلاصه قسمت پانزدهم(15) مختارنامهصبح است، کعبه خاموش شده، تعداد زیادی از سربازان سوخته و عده ای مشغول شیون و زاری اند، برخی از سربازان با ناباوری به کعبه چشم دوخته اند، مختار

MokhtarName_NiazeJahan.Net

صبح است، کعبه خاموش شده، تعداد زیادی از سربازان سوخته و عده ای مشغول شیون و زاری اند، برخی از سربازان با ناباوری به کعبه چشم دوخته اند، مختار نیز در فکر فرو رفته است. خاشعه و عبدالله زبیر نیز از مرگ منذر و فجایع شب گذشته غمگین و متأثرند. نجده بن عامر و گروهش نیز مویه می کنند که ناگهان خبر مرگ یزید را همه جا اعلان می کنند. مختار شگفت زده شده، جعفر نیز خبر مرگ یزید را برای عبدالله و خاشعه می آورد.

در سپاه شام حرف و حدیث در باره سوزاندن کعبه و مرگ یزید بسیار زیاد است. سربازان مرگ یزید را ناشی از سوزاندن کعبه می دانند، در سپاه تفرقه بوجود آمده، حصین بن نمیر نیز با خبر مرگ یزید مبهوت است، با فرماندهانش مشورت می کند، کسی مایل به ادامۀ جنگ نیست؛ حصین معتقد است که این جنگ را به جهل سربازانش و خرافات باخته است.

حصین بن نمیر با تعدادی از افرادش در جایی به دیدار عبدالله و مصعب و یارانشان می آید و اعلان می کند که دلیلی برای جنگیدن ندارد، اگر زبیریان بیعتش را می خواهند باید به شام آمده و پسر یزید معاویه را از خلافت بردارند وگرنه دست از جنگ برداشته، صلح کرده و هرکس به دیارش برگردد.

مختار هم مخفیانه از کوچه پس کوچه های شهر می گذرد و به دیدار محمد بن حنفیه آمده و می گوید که با مرگ یزید خود را به هدفش که قصاص قاتلین حسین است نزدیک می بیند، مختار حدس زده که زبیریان قصد آشتی با اُمویان را دارند و در این صورت آل زبیر از اُمویان برای آل علی خطرناکترند.

عبدالله از اینکه جنگ اینگونه به پایان رسید خوشحال است، حالا خیالش از بابت اُمویان راحت شده و نــگرانی خود را از بابت مختار به دلــیل حکومت بر عراق به مصعب گـوشزد می کند. نجده بن عامر به نزد عبدالله می آید و صلح با اُمویان را اشتباه دانسته و از عبدالله می خواهد که با اُمویان بجنگد امّا عبدالله با سخنانش نشان می دهد که سیاستش را عوض کرده و نیازی به مشورت با دیگران ندارد. نجده بن عامر عبدالله را متهم به شرک می کند و بیعت خود را شکسته و می رود. عبدالله در بارۀ خوارج با مختار مشورت می کند، مختار جوابی نمی دهد.

شب هنگام، عبدالله به مصعب مأموریت می دهد به بهانۀ سرزدن به املاک پدری به بصره رفته و از مردم برای خود بیعت بگیرد. او نمی خواهد مختار چیزی از این موضوع بفهمد زیرا بصره هم جزئی از عراق است و عراق هم شرط بیعت مختار است. مصعب با وجود مختار دلش نمی خواهد عبدالله را ترک کند امّا چاره ای جز اطاعت ندارد.

کعبه در حال مرمت است و مختار نظارت می کند، نجده بن عامر به نزد مختار می آید، مختار او را بیعت شکن دانسته ومیل ندارد در انظار با او دیده شود امّا نجده به مختار هشدار می دهد که زبیریان تشنه به خون هاشمیان هستند و آرزوی عبدالله زبیر این است که روزی تمام هاشمیان را در دره ای جمع کرده و بسوزاند. مختار عصبانی نجده را ترک می کند.

مجلسی برپاست و مصعب حضور ندارد، مختار شک کرده و کابوسی از آرزوی عبدالله می بیند که تعدادی از هاشمیان را در دره ای دربند کرده و می خواهد بسوزاند، محمد بن حنفیه و مختار هم جزئی از آنها هستند،هنگامی که محمد دلیل حضور مختار را در بین خودشان جویا می شود، مختار می گوید که می سوزد تا پاک شود، سپس همه را آتش می زنند.

با خبر مرگ یزید عده ای در کوفه شادی و عده ای دیگر عزاداری می کنند. شمر از عمرسعد می خواهد در این آشفتگی دستی بجنباند تا بالاخره به رویایش که حاکمیت بر ملک ری است برسد. عمرسعد قصد دارد در مسجد کوفه بر منبر رود که زنان مانع شده و به او سنگ و کلوخ و آشغال پرت می کنند.

مرمت خانه کعبه به اتمام رسیده، عبدالله اعلان می کند که نباید درجنگ با شامیان حریص باشند نظر مختار را جویا می شود، مختار می گوید متجاوزینی که به مدینه و مکه حمله کرده اند باید مجازات شوند و باید با حصین بن نمیر بجنگند. بن یزید از مشاوران زبیریان اعلان می کند که باید با سیاستی مسالمت آمیز با ابن نمیر برخورد کنند، مختار خطر را حس کرده و از رویکرد عبدالله و یارانش فهمیده که ورق برگشته است.

مختار به نزد محمد حنفیه می آید، او از خطر آل زبیر گفته و از قیام  خود و قصاص قاتلین حسین (ع) می گوید و از محمد اجازه می خواهد، پاسخی که محمد به مختارمی دهد دوپهلوست نه با صراحت اجازه به قیام می دهد و نه قاتلین حسین (ع) را می بخشد، مختار از سخن او رضایتش مبنی بر قیام خود را از استنباط می کند

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

نیاز جهان دارای نماد اعتماد الکترونیک از وزارت صنعت و متصل به درگاه های پرداخت آنلاین بانکی میباشد

تماس با نیاز جهان : 92 26 26 45 031

دانلود نیاز جهان برای اندروید  Download NiazeJahan Appدانلود نیاز جهان برای اندروید

Download NiazeJahan App

اخبار و تخفیف های ما را در تلگرام مشاهده کنید

کلیه حقوق این سایت متعلق به نیاز جهان میباشد. NiazeJahan.Net

تماس با ما |Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | RSD | XML | Post | RDF

نیاز جهان نیاز جهان