خانه / خلاصه فیلم / سریال / خلاصه قسمت نهم(۹) مختارنامه
الهم صلی علی محمد و ال محمد

با سلام از اینکه نیاز جهان را انتخاب کردید متشکریم

نیاز جهان دارای مجوز اعتماد از مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صنعت، معدن و تجارت.

این نماد نشانه اعتماد بین ما و شماست

نیاز جهان لحظات خوشی را برای شما آرزومند است

خلاصه قسمت نهم(۹) مختارنامه

خلاصه قسمت نهم(۹) مختارنامهReviewed by نیاز جهان on Dec 4Rating: 1.0خلاصه قسمت نهم(۹) مختارنامهمسلم بن عقیل به همراه تعداد زیادی از یارانش راهی کاخ کوفه شده اند، شمر و بن حریث سراسیمه اند، بن حریث به سربازان دستور...

MokhtarName_NiazeJahan.Net

مسلم بن عقیل به همراه تعداد زیادی از یارانش راهی کاخ کوفه شده اند، شمر و بن حریث سراسیمه اند، بن حریث به سربازان دستور می دهد دروازه را به بندند، ابن زیاد از سر و صداهای آنها به شدت ترسیده، کاخ توسط مسلم و یارانش محاصره می شود؛ ابن زیاد تنها یک راه حل برایش باقی مانده است آن هم دل بستن به معجزه سکه و طلاست.
مسلم در جلوی کاخ با یارانش سخن می گوید و به آنها قوت قلب می دهد، از سوی دیگر ابن زیاد در کاخش می خواهد با معجزه طلا آتش فتنه را خاموش کند، همچنین او از بزرگان قبیله می خواهد تا از باروی کاخ با افرادشان صحبت کرده و آنها را بترسانند و به شرطه هایش نیز دستور دستگیری بزرگان شیعه درکوفه را می دهد. همچنین عده ای را مأمور می کند تا در شهر آشوب به پا کرده و زنان را از لشکریان شام بترسانند و آنها را با وعده طلا اغوا کرده تا به جان مردانشان بیفتند و آنها را از همراهی با مسلم باز دارند . این حیله کارساز شده و تعداد زیادی از سپاه مسلم جدا می شوند.

بن حریث این خبر خوش را به ابن زیاد می دهد و اینکه در جلوی کاخ جز تعداد اندکی مرد مسلح نمانده است. مسلم در حلقۀ کم یاران خود برای نماز به مسجد می رود . ابن زیاد نیز با تظاهر قصد دارد نماز جماعتی را در کاخش برپا کند در حالیکه نه خود و نه درباریان هیچ کدام نمی دانند قبله از کدام طرف است!

مسلم در مسجد کوفه مشغول خواندن نماز است، در هر رکوع و سجده ای عده ای از یارانش از مسجد فرار می کنند، مسلم چند تن باقی مانده را مانند هیولا و اشباحی ترسناک می بیند ، از مسجد که بیرون می آید در گذر از هر معبر عده ای از یارانش فرار می کنند ، او می خواهد هر چه زودتر خود را به حسین برساند تا از بی وفایی کوفیان گفته و مانع آمدن حسین به کوفه شود. مسلم در معبری خود را تنها می یابد، او راهی را بلد نیست و در کوفه غریب است، خود را از دید شرطه ها پنهان می کند.

مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر در مسجد آمده و نگران حال مسلم هستند، آنها تازه به حرف مختار رسیده اند که کوفیان مردمانی بی وفایند. آنها نمی دانند چگونه و کجا به دنبال مسلم بروند، حبیب آنقدر از کوفه و کوفیان دلزده شده که قصد رفتن به جانب حسین را می کند.

مسلم به خانۀ زنی علوی پناه می برد امّا غافل از آنکه پسر زن که از اراذل و اوباش کوفه است مسلم را می شناسد و صبح نزد بن حریث رفته و جای مسلم را به آنها به طمع صله نشان می دهد. بن حریث و شرطه هایش خانۀ زن را محاصره می کنند، زن می فهمد که پسرش مسبب این ماجراست، مسلم چاره ای جز جنگیدن با شرطه ها نمی بیند. او با جسارت و دلیرانه می جنگد و بسیاری از شرطه ها را هلاک می کند، او تشنه است و با وجود ناتوانی از طولانی شدن نبرد باز هم جانانه شمشیر می زند. تا اینکه بن اشعث به مسلم قول امان می دهد و از  او می خواهد تسلیم شود، مُسلم به شرط امان تسلیم می گردد در حالیکه دیگر رمقی ندارد.

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشودفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*

نیاز جهان دارای نماد اعتماد الکترونیک از وزارت صنعت و متصل به درگاه های پرداخت آنلاین بانکی میباشد

تماس با ما : 92 26 26 45 031

دانلود نیاز جهان برای اندروید  Download NiazeJahan Appدانلود نیاز جهان برای اندروید

Download NiazeJahan App

اخبار و تخفیف های ما را در تلگرام مشاهده کنید

کلیه حقوق این سایت متعلق به نیاز جهان میباشد. NiazeJahan.Net

تماس با ما |Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | RSD | XML | Post | RDF

نیاز جهان نیاز جهان