الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

با سلام از اینکه نیاز جهان را انتخاب نموده اید متشکریم

نیاز جهان دارای مجوز اعتماد دو ستاره از مرکز توسعه تجارت الکترونیکی وزارت صنعت، معدن و تجارت. متصل به درگاه های پرداخت آنلاین بانکی میباشد

این نماد نشانه اعتماد بین ما و شماست

اینماد چیست؟

نیاز جهان لحظات خوشی را برای شما آرزومند است

خلاصه قسمت هشتم(۸) مختارنامه

MokhtarName_NiazeJahan.Net

کیان در وعده گاهش با مختار (در مکانی موهوم، خارج از کوفه) آمده و خبر ورود ابن زیاد و دستگیری میثم تمّار و اینکه ابن زیاد رعب و وحشت در دل مردم کوفه بوجود آورده، می دهد. مختار نگران است که جاسوس های ابن زیاد جای مسلم را کشف نکنند، از کیان می خواهد به نزد مسلم رفته و هر چه سریعتر جایش را عوض کند.
کیان به خانۀ هانی آمده و پیغام مختار را به مسلم می رساند، سلیمان نیز حضور دارد، او از بدبینی های مختار گله می کند و خانۀ هانی را ازآنجا که او بیمار است و کسی به او شک نمی کند، امن ترین مکان برای ماندن مسلم می داند.

از سوی دیگر ابن زیاد با نیّت عوام فریبی تصمیم می گیرد به عیادت هانی در منزل او برود، خبر به گوش هانی می رسد، او از مسلم می خواهد که این بهترین فرصت برای خلاص شدن از شّر ابن زیاد است لذا در پستو پنهان شده و بعد ناگهان او را بکشد. ابن زیاد به خانۀ هانی می آید امّا تلاش هانی برای اینکه مسلم را از پستو بیرون بکشد بی فایده است، در مرام مسلم مهمان کُشی ننگ است.

مردی ژنده پوش وارد مسجد کوفه شده و با صدای بلند از مظلومیت علی و فرزندانش می گوید، مسلم بن عوسجه از یاران سلیمان او را می بیند و به او هشدارمی دهد که صدایش را پایین آورد. مرد ژنده پوش خود را شیعه ای دلسوز معرفی کرده و به دنبال مسلم است تا امانتی را که شامل سه هزار دینار شامی ست ومتعلق به دوستداران حسین در شام است را به مسلم بدهد. مسلم بن عوسجه او را به منزل هانی نزد مسلم بن عقیل می آورد. مسلم ابتدا در صحت گفتار مرد غریبه شک می کند امّا مرد با پاسخهایش او را قــانع می کند . مُسلم کمک مرد را می پذیرد. مــرد ژنده پوش به هـمراه مسـلم بن عوسجه از یکی از معابر کوفه می گذرند، مردم نگران در حال جمع آوری آذوقه هستند، آنها از لشکر و محاصره و قحطی و گرسنگی ترسیده اند، مسلم حواسش به مردمیست که بر سر آذوقه با هم گلاویز شده اند که ناگهان متوجه می شود مرد ژنده پوش ناپدید شده ، تعجب کرده و مشکوک می شود.
آن مرد ژنده پوش «معقَل» از غلامان ابن زیاد و جاسوس او بوده است و می گوید که مُسلم در خانۀ  هانی پنهان شده. شرطه ها به خانۀ هانی حمله کرده و همه جا را می گردند امّا اثری از مسلم    بن عقیل نمی بینند، هانی را دستگیر کرده به نزد ابن زیاد می آورند، ابن زیاد از هانی می خواهد جای مسلم را به او بگوید هانی اظهار بی اطلاعی می کند، هنگامی که  معقل خود را به هانی نشان می دهد تازه می فهمد که فریب او را خورده اند امّا باز هم جای مسلم را نمی گوید، ابن زیاد عصبانی شده و بر سر هانی می کوبد. تعداد زیادی از افراد قبیلۀ هانی در بیرون کاخ تجمع کرده و خواستار آزادی هانی هستند، ابن زیاد، قاضی شریح را مأمور می کند تا با حیله این قائله را ختم به خیر کند و موفق هم می شود.

مشایخ شیعه و مسلم دور هم نشسته و از دستگیری هانی نگرانند، مسلم در بیعت با کوفیان شک کرده و نمی خواهد حسین به کوفه بیاید امّا مسلم قصد ندارد هانی را تنها گذارد و تصمیم به قیام می گیرد، سلیمان زیر بار قیام نمی رود زیرا معتقد است با این کار عرصه بر حسین تنگ خواهد شد سپس مجلس را ترک می کند.
مسلم با عده ای زیاد در مسجد کوفه حضور می یابد، بر منبر رفته و سخنرانی می کند، او علناً قیام کرده است. کیان خبر را به مختار می رساند، مختار به شدت عصبانی ست زیرا او اگر خیلی تلاش کند

فردا با قبیله های متحد شده با حسین به کوفه می رسد، مخصوصاً اینکه سلیمان و یارانش خود را از قیام مسلم کنار کشیده اند. مختار از کیان می خواهد به کوفه رفته و سلیمان را راضی کند تا وارد میدان شود وگرنه قیام مسلم با شکست مواجه می شود.


خلاصه قسمت هشتم(۸) مختارنامه توسط 11 کاربر تایید شده است امتیاز 4 / 5

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

3 + 2 =

bigtheme
x

شاید بپسندید

خلاصه قسمت بیست و هشتم(۲۸) مختارنامه

شمر و سنان و بن اشعث و بن ضبابی در کاروانسرایی مخروبه اند، سنان و ...

نیاز جهان دارای نماد اعتماد الکترونیک از وزارت صنعت و متصل به درگاه های پرداخت آنلاین بانکی میباشد

اینماد چیست؟

تماس با نیاز جهان : 92 26 26 45 031

Download NiazeJahan App

اخبار و تخفیف های ما را در تلگرام مشاهده کنید

کلیه حقوق این سایت متعلق به نیاز جهان میباشد. NiazeJahan.Net

تماس با ما |Atom | RSS 1.0 | RSS 2.0 | RSD | XML | RDF